متولد 15فوریه
عهد کردم که دگر شعر نگویم که نشد سخن از یاد تو و غیر نگویم که نشد هر کجا خواست بگویم برود خاطر را به صنای تو دگر راه نپویم که نشد دل به تیغ مژه ی دوست نبندم دیگر جگر خویش به خونابه نشویم که نشد جلوه ی روی تو از دیده نهان گردانم رخ زیبای تو در ماه نبینم که نشد می و مطرب به کناری نهم و توبه کنم بعد از امشب ز قدح کام نگیرم که نشد آسمان را به هوای تو ورق خواهم زد قصد کردم شب مهتاب نبینم که نشد عاقبت دوست مرا باز به بی راه کشاند خواستم راه ز سر گیرم و آیم که نشد رفتی و زمزمه ی شعر ترت اینجا ماند عهد کردم که دگر شعر نگویم که نشد


