تبليغاتX
متولد 15فوریه

متولد 15فوریه

 

باران که مي آيد

ترا به جاي چتر با خود مي برم

«حقيقت دارد

ترا دوست دارم در اين باران»

+++++

راهي که رفته اي را پيدا مي کنم

گلها نشاني قلبت را به من داده اند

امروز؛ فردا و هر صبح

به گلهاي آفتاب گردان سلام مي دهم

اما تو پاسخم را مي دهي

نمي دانم از کجا

من

گلها

آفتابگردان ها

غريب نيستيم

در اين باران

+++++++

به چشمانم

که مانند دوسيب قرمز

بوي ترا گرفته اند

تماشا کن

نگاهم

طعم بادام دارد

شعر از " کیوان مهرگان "

http://kohstan.persianblog.ir/

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 21:16 توسط مهدی| |
متولّد شدم
در شعري که
عطر عبور تو در آن جاري است
و اثر انگشت مرا دارد .
واژه هايم کدر،
خاطرم مکدّر ؛
احساسم زنگ زده .
.
.
.
مشترک مورد نظر !
به باد مي دهي مرا
وقتي رقص موهاي رهايت
باد را به بازيچه گرفته است .
خوب مي شناسم
ديوانه اي را
که ورد زبانش بود :
[ ماه را بگوييد :  
تا ديدارت ، چند پلّه راه است ؟! ]
بارت را بسته اي
در چمداني که
طومار زندگي ام درهم پيچيد .
مسافر!
کدام ايستگاه اين ترن ،
« خوشبختي » است
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:52 توسط مهدی| |