تبليغاتX
متولد 15فوریه

متولد 15فوریه

تنها مي دانم كه بايد نوشت ، كه نوشتن مرا آرام مي كند ؛خدايا ديگر نمي دانم چه درست است !! نمي دانم كه آيا اين هم باز امتحاني است از سويت ؟! خدايا !! خدايا!! نمي خواهم ......، ديگر نمي توانم ... !مي دانم كه تنها خود مقصرم .... مي دانم . خواهم ايستاد محكم در برابر ناملايمات؛ اگر خدايا تو را هم نداشتيم ، آنوقت چه؟ خدايا!!خدايا!! تو اين زمونه همه به فكر خويشتن اند ؛ ديگر قلبها را نمي توان شناخت ... محبتها ، عشقها ، همه و همه خريدني شده اند ...! اي كاش در آن دوران كه عشقها واقعي ، محبتها وفادار بودند به دنيا آمده بودم . خدايا ! خدايا ! تنها مي دانم كه تو بر همه چيز آگاهي و تنها دل به همين خوش كرده ام ؛ نا اميدم مكن ، رهايم نكن ، كه تنها اميدمي دستم گير و ياريم كن . ************************************************* سلام دوستان خوبم : اول از همه بر خود واجب مي دانم از دوستان خوبم كه اين همه مدت ، همراه من حقير بودند ، كمال تشكر و سپاسگزاري را داشته باشم. در چند تا پست قبل حرفهاي ناگفته زيادي را با شما دوستان خوبم گفتم و خيلي حرفهايي كه در ذهنم مرا آزار مي داد ؛ با شما در ميان گذاشتم و در پست"رفتن " حرف از زمان رفتن و در پست"بخشيدن آري يا نه" صحبت از بخشش بود و در پست" انتظار" صحبت از منتظر بودن وحالا انتظار به پايان رسيده ومن نيز بخشيدن را تجربه كردم زمان رفتن فرا رسيده است البته هيچگاه خداحافظي نخواهم كرد، زيرا مي دانم اين رفتن هم خيلي زود به لحظه ديدار مبدل خواهد شد پس تا سلامي ديگر درود و دو صد بدرود ! اين شعر از شاملو را هم تقديم دوستان گلم مي كنم اميدوارم مورد پسندتان قرار گيرد . فعلا ..... خداحافظ .... ************************************************ " دلتنگيها " دلتنگيهاي آدمي را باد ترانه اي مي خواند، روياهايش را آسمان پرستاره ناديده مي گيرد، و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند ، سكوت سرشار از سخنان ناگفته است ، از حركات ناكرده ، اعتراف به عشق هاي نهان، و شگفتيهاي بر زبان نيامده ، در اين سكوت حقيقت ما نهفته است ؛ حقيقت من و تو ..... حقيقت من و تو .....
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 20:56 توسط مهدی| |