تبليغاتX
متولد 15فوریه

متولد 15فوریه

سلام دوستان خوبم

 

اول از همه ورود شما را به وبلاگم تبریک و خوشامد میگم امیدوارم بتونم

 

 با گفته هام خوشحالتون کنم ،من در ابتدا قصد داشتم در این وبلاگ

 

شعرهای خودم رو یا شعرهای شاعران بزرگ رو بزارم اما بعد از کلی

 

 " کلنجار"  رفتن با  خودم تصمیم گرفتم که متنها ووقایعی و خاطراتم را

 

 در اینجا بزارم برای سومین پست این مطلب رو می زارم ؛ امیدوارم که

 

 خوشتون بیاد مطلب که عنوان می کنم شاید واسه همه ما اتفاق افتاده باشه

 

 اما واسه من به طور " خاص" اتفاق افتاده .

 

 

" بازی"

 

واسه ما در زندگی روزمره اتفاقاتی میفته که مجبوریم ناخداگاه باهاشون

 

 به جنگ و جدل و مبارزه تن در بدیم بدون اینکه بخواهیم وارد یه "

 

 بازی" میشیم که ما گرداننده اون نیستیم بلکه باید بالاجبار این بازی رو

 

اد امه بدیم بدون اینکه بدونیم سرانجام این بازی چیه؟

 

اما گاه گداری هم ما این " بازی " رو شروع می کنیم و همه چی دستمونه

 

 تا اینکه با یه حرکت نابجا همه چی تغییر میکنه دیگه هیچ اختیاری

 

 نداریم بلکه با هر حرکتی که زندگی میکنه ما حرکتمونو ادامه میدیم.

 

ما در زندگیمون با مهره هایی که داریم چند نوع بازی میتونیم انجام بدیم

 

 اما پایان همش " برد " نیست  در کل ما چند نوع بازی داریم میدونید

 

چیه ؟ نگران نباشید میگم بهتون :

 

1: بازی " برد _برد "  :

 

این بازی همون جور که از اسمش پیداست هر دوطرفش برده یعنی " با

 

 این بازی هردو بازیگر بازی رو می برن ! واقعا میبرن!

 

2:بازی " برد _باخت" :

 

این بازی هم مثله خیلی بازیهای زندگی یکی برنده میشه و در اوج

 

 خوشحالی به سر میبره و یکی میبازه و در حضیض ذلت! یکی شاد و

 

 مسرور و یکی در ناراحتی مطلق.

 

 

3 :بازی " باخت_ باخت" :

 

این بازی دیگه "اندشه" یعنی با دو نفر بازنده طرفیم این بازی سخت

 

ترین بازیه که تو زندگیه هر کس میتونه اتفاق بیفته ؛می تونه یه مشکل

 

عاطفی باشه میتونه یه مشکل عاشقی باشه و میتونه یه چیزه باشه یعنی

 

همونی که الان داری بهش فکر میکنی باشه !

 

اما هر چی هست از این 3 بازی سخت ترینش همون آخریشه ! حالا من

 

 یه اعتراف می کنم من تا حالا همه این بازی هارو تو زندگیم انجام دادم

 

 اما الان بازی سومو رو شروع کردم که مطمئنم سر انجام خوشی نداره !

 

تویی که داری این مطلبو میخونی کدوم بازیو دوست داری؟واسم بگو من

 

 چه کار کنم که بازی رو عوض کنم ، آیا من میتونم بازی رو عوض کنم!

 

سخت پشیمان از این بازیم ، اما آیا تقدیر را می شود تدبیر کرد؟ منو

 

کمک کن چون سخت محتاج کمک تو ام . پس نظرتو واسم بگو باشه

 

عزیز.....

 

دوستت دارم تا بعد......

بازی

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 22:2 توسط مهدی| |

اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

 

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 18:57 توسط مهدی| |
i love u
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 11:23 توسط مهدی| |